على ربانى گلپايگانى

316

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

( بنابراين قبول علت فاعلى و ترديد در علت غائى از قبيل تفكيك ميان دو امر مشابه و يكسان است كه تفكيك ميان آنها از نظر عقل پذيرفته نيست ) به خاطر همين ملازمه ميان علت فاعلى و غايى است كه بسيارى از قائلان به اتفاق همان‌گونه كه علت غائى را انكار نموده‌اند ، علت فاعلى را هم انكار كرده و اصل عليّت را در علت مادى منحصر نموده‌اند كه در ( فصل ) آينده به اين مطلب اشاره خواهد شد . از مجموع مطالب گذشته ، روشن گرديد كه غايات نادرة الوجود كه از باب اتفاق شمرده مىشوند براى علل خود دائمى و ذاتى مىباشند و اين غايت‌ها ، بالعرض و المجاز به غير علتهاى خود نسبت داده مىشوند ( و به خاطر عدم ارتباط با آن علتهاى غيرحقيقى ، تصور مىشود كه آن غايات رابطه‌اى تكوينى با علتهاى خود ندارند ) ، پس كسى كه زمينى را حفر مىكند كه گنجى زير آن پنهان است قطعا بر آن گنج دست مىيابد و وصول به گنج غايت حقيقى و بالذات فعل او بشمار مىرود ( و به عبارت ديگر : يافتن گنج غايت فعل كسى است كه زمينى را حفر مىكند كه در آن گنج نهفته است ، نه غايت فعل كسى كه طالب پيداكردن آب است و زمين را به اين مقصود حفر مىكند ) . و اين غايت به صورت بالعرض و المجاز به حفركننده زمين به قصد يافتن آب نسبت داده مىشود . و نيز خانه‌اى كه اسباب و شرايط انهدام آن فراهم گرديده است قطعا بر سر كسى كه در آن سكنى گزيند خراب مىشود و خراب شدن بر سر او غايت بالذات و حقيقى توقف كسى است كه در آن توقف نموده است و بالعرض و المجاز غايت طلب‌كننده سايه بشمار مىرود ، بنابراين قول به اتفاق ناشى از جهل از سبب است ( آن كسى كه اسباب حقيقى را نمىشناسد و غايات را به اسباب غيرحقيقى نسبت مىدهد قائل به اتفاق مىشود ) .